![]() |
 |
منوي اصلي |
 |
|
 |
موضوعات |
 |
|
 |
اضافات |
 |
|
 |
طراح قالب |
 |
|
|
 |
تبليغات |
 |
|
 |
حرف مفت نزن!!! |
 |
آيا ميدونيد حرف مفت نزن ازکجا اومده؟![]()
وقتي ناصر الدين شاه دستگاه تلگراف را به ايران آورد و در تهران نخستين تلگرافخانه افتتاح شد. مردم به اين دستگاه تازه بياعتماد بودند، براي همين، سلطان صاحبقران اجازه داد كه مردم يكي - دو روزي پيامهاي خود را رايگان به شهرهاي ديگر بفرستند.
وزير تلگراف استدلال كرده بود كه ايرانيها ضربالمثلي دارند كه ميگويد "مفت باشد. كوفت باشد". يعني هر چه كه مفت باشد مردم از آن استقبال ميكنند. همينطور هم شد. مردم كم كم و با ترس براي فرستادن پيامهايشان راهي تلگرافخانه شدند.
دولت وقت، چند روزي را به اين منوال گذراند و وقتي كه تلگرافخانه جا افتاد و ديگر كسي تلگرافخانه را به شعبده و جادو مرتبط نكرد مخبرالدوله دستور داد بر سردر تلگرافخانه نوشتند:
"از امروز حرف مفت قبول نمي شود."
ميگويند "حرف مفت" از آن زمان به زبان فارسي راه پيدا كرد. |
[+]
نوشته
شده توسط نيک انديش در شنبه 26 شهريور 1390برچسب:ضرب المثل,ريشه ضرب المثل,حرف مفت,خواندني,مطالب خواندني,مطالب جالب, در ساعت 23:46 | |
|
|
|
|
|
 |
حقه روز امتحان دانشجويان و استاد ..... |
 |
![]()
چهار تا دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به پارتی و خوش گذرونی رفته بودندو هیچ آمادگی براي امتحان نداشتند٬روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به این صورت که...
سر و روشون رو کثیف و کردندو مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند٬سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یکراست به پیش استاد رفتند
به ادامه مطلب برو و ماجرا را ببين مطمئنم از استادي استاد،استاد مي شويد
ادامه مطلب |
[+]
نوشته
شده توسط نيک انديش در پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:خواندني,جالب,مطالب خواندني,مطالب جالب, در ساعت 3:25 | |
|
|
|
|
|
 |
«الهي 120سال زنده باشي» از کجا آمده است؟ |
 |
آيامي دانيد چرا ميگوييم 120 سال زنده باشي؟ چرا و از کجا آمده؟ براي چه نميگوييم110 يا 130 سال يا …
در ايران قديم، سال کبيسه را به اين صورت محاسبه ميکردند که به جاي اينکه هر ? سال يک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبيسه بنامند (حتما همه ميدانند که تقويم فعلي که بنام تقويم جلالي ناميده ميشود حاصل زحمات خيام و ساير دانشمندان قرن پنجم هجري است) هر 120 سال، يک ماه را جشن ميگرفتند و کل ايران اين جشن برپا بود.
براي اينکه بعضيها ممکن بود يک بار اين جشن را ببينند و عمرشان جواب نميداد تا اين جشنها را دوباره ببينند (و بعضيها هم اين جشن را نميديدند) به همين دليل ديدن اين جشن را به عنوان بزرگترين آرزو براي يکديگر خواستار بودند و هر کسي براي طرف مقابل آرزو ميکرد تا آنقدر زنده باشي که اين جشن باشکوه را ببيني و اين به صورت يک تعارف و سنتي بي نهايت زيبا درآمد که وقتي به هم مي رسيدند بگويند 120 سال زنده باشي.
|
[+]
نوشته
شده توسط نيک انديش در پنج شنبه 1 تير 1390برچسب:ضرب المثل,ضرب المثل 120سالگي,خواندني,جالب,, در ساعت 21:1 | |
|
|
|
|
|
 |
اسارات و آزادي |
 |
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود
و اشکهایش را پاک میکرد و فنجانی قهوه مینوشید پیدا کرد ...
در حالی که داخل آشپزخانه میشد پرسید : چی شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!
زن که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه ...
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!
زن در حالی که روی صندلی کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!
مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم! |
[+]
نوشته
شده توسط نيک انديش در شنبه 28 خرداد 1390برچسب:مطالب خواندني,خواندني,مطالب جالب,زن وشوهر,آزادي,اسارت, در ساعت 9:23 | |
|
|
|
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 10 صفحه بعد
|
 |
درباره وبلاگ |
 |
|
 |
آمار |
 |
روز بخير كاربر مهمان!
آمار بازديدها: افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
مدير سايت : نيک انديش |
|
|
|
|
 |
لينكستان |
 |
|
 |
لينكدوني |
 |
|
|

CopyRight| 2009 , niksms.LoxBlog.com , All Rights Reserved Powered By
Blogfa | Template By:
LoxBlog.Com
|